پیوست:فهرست واژگان انگلیسی با ریشه فارسی – ویکیواژه

بسیار و فراوان و کثیر و زیادتی. 1) شهر کوچکی است هوای معتدل دارد و آبش از کوه سهند است و باغستان فراوان دارد. می توان كار شاهزادهی قاجار را نخستين گام بلند در راه ساده كردن زبان فارسي و رهايي بخشيدن آن از بختك عربي مآبی و پيچيده نويسی چندين سدهی پشت سر نويسنده و سرآغازی بر كاربرد زبانی آزادتر و طبيعی تر در دورههای پس از او دانست.

پس از انجام دادن خیانت خود شاه را در حال نزع رها کردند و یکی بسوی باختر و دیگری بسوی گرگان گریختند. 1) والی باختر و سردار داریوش سوم در جنگ با اسکندر بود. وی از اقربای داریوش و فرمانده سپاه باختریها، سغدیها، و هندیهای مجاور باختر بود. اسکندر زمانی بر بالین داریوش رسید که وی دیده از جهان فروبسته بود. بسوس چون اسکندر و سپاهیانش را نزدیک دید بشاه تکلیف کرد که بر اسب نشیند و با آنها بگریزد و چون شاه پیشنهاد خائنان را نپذیرفت دو تن از غلامان وی را کشتند و اسبانش را زخمی ساختند و زخمهای مهلک بر وی وارد آوردند.

از بعضی شواهد برمی آید، قبایل سرکش و جنگ جوی را که در مناطق شمال دریای کابل توسط مورخین سکند بنام اسکینی، گوری و اسپاس نامیده شده که در مقابل قشون اسکندر مقاومت شدید از خود نشان داده و هر دو جانب متحمل خسارات جانی و مالی سنگین گردیده اند اکثراً اجداد و نیاکان همین پشه یی های امروزی می باشند. حصهء هر چیز عموماً و بمعنی بستم حصه بیگه در پیمایش زمین زراعت خصوصاً (غیاث). لفظ هند بمعنی بستم حصهء بیگه در پیمایش زراعت خصوصاً. مرادف بسیار و از شان اوست که چنانکه در اول کلام آید، در آخر و اواسط کلام نیز درآید و بسی را بسا نیز گویند.

در هم آمیخته باشد که شبت را ریزه ریزه کرده در آن ریخته باشند و آن را دوراغ گویند. نام زنی است از بنی اسرائیل که سه دعای مستجاب شوهرش را ضایع و باطل کرد و در شآمت و حماقت ضرب المثل گشت. نام زنی از عرب که بواسطهء او جنگ عظیم میان دو قبیله واقع شد از این جهت در شآمت ضرب المثل گشت و گویند: هذا اشأم من حرب بسوس.

هی خالة جَساس بن مرة الشیبانی کانت لها ناقة یقال لها سراب فراها کلیب وائل فی خماه و قد کسرت بیض طیر کان قد اجاره فرمی ضرعها بسهم فوثب جساس علی کلیب فقتله فهاجت حرب بکر و تغلب ابنی ابی وائل بسببها اربعین سنة حتی ضربت بها المثل فی الشوم و بها مسمی حرب البسوس. ابوالحسن توبة بن نمر بسی قاضی مصر بود. محمود غزنوی (360 ـ 421 ق ) خود ناشر زبان دری درداخل و خارج افغانستان بود.

ما از خود پدرران نیک نام و تاریخی داریم. زندانی است که ابن زبیر، محمد بن حنفیه و پانزده تن از بنی هاشم را که با وي بیعت نکردند در آن زندانی کرد. همچنان خط پارتی که انکشاف یافته خط “آرامی” است در عهد سلسلهء کوشانی ها و نفوذ ساسانی ها در بخش های از افغانستان مروج گردید. آنگاه مرد دعای بد کرد تا زن به سگ مادهء بسیارآواز مسخ گردید.

بر طبق تقاضای دولت ایران بجای پرس، پرشا و غیره کلمهء ایران پذیرفته شده است و نام این کشور به ایران تبدیل گردید. ایرانی کنونی شامل فارسی و سایر لهجه های آریایی امروزی ایران و کشورهای مجاور (مانند زبانهای لری، بلوچی، پشتو، تاتی و آسی) است. لاتین foetida. صمغ خوردنی مانند آدامس از گیاه ایرانی و هند شرقی از خانوادهٔ آنقوزه.با بو و مزهٔ قوی، و در گیاهپزشکی در داروی ضد تشنج به کار میرود. نظریهی تمدن پارسی یا تمدن ایرانی نیازمند بررسی جدیتر است. ما در این مقاله مجله کوروش به بررسی انواع لغت نامه ها از زمان های کهن، قدیمی ترین لغت نامه ها در جهان، قدیمی ترین لغت نامه ایرانی، بزرگترین دیکشنری یا لغت نامه جهان و …

از ویژگی های منحصر به فرد این فرهنگ لغت میتوان به قابلیت ترجمه کلمه به کلمه متون انگلیسی فایل های TXT و HTML اشاره کرد, این دیکشنری فایل های متنی مورد نظر شما را از ورودی دریافت نموده و پس از پردازش سریع آن , معانی کلیه لغات موجود در صفحات را بصورت TXT یا HTML در اختیار شما قرار میدهد! مثلا اگر می خواهید از آن در نوشتار استفاده کنید، باید مواردی مثل هجی کلمه، نوع کلمه، و کاربرد آن را بدانید. گه گفت اگر توانی با خود مرا ببر. روباهی سگ می طلبید درو نرسید گفتند سخت بدویدی تا از سگ دور شدی گفت سگ بسوی مزدی میدوید که از غیر بستاند و من بجهت خود میدوم.

پس گفتند هیچ طعام داری؟ پس ما هم می توانیم زبان “دری” را بعنوان زبان مادری و باستانی افغانستان، آسیای مرکزی و ایران بنامیم و ایرانیان باید بگویند که زبان ما پارسی دری است یعنی فارسی ما مشتق شده از ادبیات دری است. بعد از جنگ جهانی دوم اتحادیه های کارگری تشکیل یافت و قانون کار مقرر شد و با سهیم شدن کارگران در منافع کارخانه ها و کارگاهها مهمترین تحول کارگری ایران بوقوع پیوست.

این یکی از خواست های ایران است که فارسی را باهمه تاریخش منحصر به خود بداند. قلم فرسایی نموده وآثار زیادی از خود به یادگارگذاشته که درجای خودمعرفی می شود. نام طعامی که از گوشت و آرد درست نمایند. نام یکی از خواتین و سراری امیرتیمور گورکان. از لاتین gigeria امحا پرنده، شاید از فارسی «جگر». بالابرکشیدن. بلند شدن. (فرهنگ فارسی معین). دراز شدن درخت خرما. بالا رفتن شاخه های خرمابن و دراز شدن آنها.

دیدگاهتان را بنویسید