لغت نامه دهخدا حرف ب

با دانلود برنامه لغت نامه دهخدا و معین ، دسترسی به loghatnameh عظیم با چندین جلد مختلف را به راحتی در دست خواهید داشت، این فرهنگ لغت بانک کاملی از معنی کلمات فارسی موجود در لغت نامه دهخدا و معین است. ١ – ایران شناس سوئدی ویکاندر بر این است که چون سیاست جهانداری هخامنشیان یر پایهی احترام به مذهب و فرهنگ اقوام دیگر بود، آنها در نشان دادن آگاهی ملی احتیاط میکردند و آگاهی ملی در ایرانیان در واقع با اشکانیان آغاز میگردد و نیز از همین زمان است که درفش کاویانی درفش ملی و نام ایران نام رسمیاین سرزمین میگردد.

ابن هبیرة الشیبانی. یکی از امرا و سرداران دلاور اسلام بود که بر ری فرمانروایی داشت. هنگام قیام ابن اشعث بسطام بر او وارد شد تا وی را یاری دهد چون ابن اشعث در دیر جماجم با حجاج می جنگید ربیعه را به بسطام سپرد و سرداری گروه قراء را که از جنگاورترین سپاهیان ابن اشعث بودند به وی واگذاشت و او همچون قهرمانان به جنگ پرداخت و سرانجام در جنگ مسکن (محلی بر کنار نهر دجیل) کشته شد.

میرمحمد یوسف خان بن میرامام از اعیان بدخشان بود، در دکن ملازمت مبارزخان والی حیدرآباد اختیار نمود و در هنگامهء مبارزات مبارزخان با نواب آصف جاه که در سنهء 1237 ه . کرد و سجده نمود و بسیار بگریست. اما کسی را ندارند و بسیار مظوم هستند. فرهنگ لغتها منابع بسیار مهم و ارزشمندی جهت یافتن معنی کلمات، گویش و لهجه، منشأ کلمات، مترادف، متضاد کلمات و غیره هستند. برای صحیح خوانده شدن کلمات، جلوی هر کلمه حروف حرکتدار به کار رفته است . گران و فاسد شدن. نرم شدن چیزي غلیظ بود.

فراخ شدن جای بر مردم. بسط الله فلاناً علیّ؛ تفضیل داد او را خدا بر من. فراخ گردانیدن خدا رزق را: بسط الله الرزق. آورده است: فبسط ارطیاس الی ضیاعهم فقبضها : لئن بسطت الی یدک لتقتلنی ما انا بباسط یدی الیک لاقتلک انی اخاف الله رب العالمین. یده بسط و بسط مطلق دست او گشاده است و از آنست: یدا الله بسطان؛ یعنی دو دست وی منبسط است. بسط کلام یا مقال؛ سخن گستردن.

علاوه بر آن چنانچه مجهز به سیستم عامل ویندوز ۲۰۰۰ و یا نرم افزار Text-To-Speech باشید , قادر است کلمات انگلیسی مورد نظر شما را نیز تلفظ نماید. می باید که به رعایت و تیمار حیوانات ایستادگی نمایی و بر قدم نیاز باشی که اینها نیز خلق خدای تعالی اند. راضی باشی بشرکت من. گستاخی کردن با کسی: و بسط من فلان؛ گستاخی کرد با وی. بسند آمدن با کسی؛ برابر آمدن با وی، از عهدهء وی برآمدن.

ناقه ای که بچهء وی را با وی گذارند و باز ندارند، ج، ابساط و بُسُط و بِساط و بضم شاذ است. بسط ایدی؛ هرچند در معنی لغوی دست به یکدیگر دادن و دست یکدیگر را فشردن است ولی در موارد بیعت و بگردن گرفتن تعهدات بکار میرود، بسط یده فبایعوه علی ذلک (هنگام بیعت کردن با امام). باید که از اطناب بی فایده و استعمال الفاظ غیرمحتاج الیه اجتناب واجب داند چنانکه در امثلهء ایغال و تکمیل و تبیین و غیر آن ایراد افتاده است و مثال بسط ناپسندیده. و آخرش آن بوده که چون روز به نماز پیشین رسید سه مقدم از هندوان آنجا بایستادانید.

بسی دست بردیم بالای دست بر این در کلیدی نیامد بدست کجا دانه داند به خشخاش در که چون میدهد کشت خشخاش بر. این نرم افزارها دارای تلفظ آمریکایی و انگلیسی بوده، بصورت آفلاین کار می کنند و بدون شک بهترین های موجود در دنیا می باشند که تقریبا از همه زبان ها به زبان فارسی و بر عکس ترجمه می کنند. که از جمله ی بهترین این نرم افزارها می توان به نرم فزار فارسی فرهنگ لغت معین اشاره کرد . شهریار جانم پدرم یک فرهنگ نامه فارسی به لری در مدت 30 سال گرد آورده اند که بیش از هزار صفحه ان حاضر است و اماده چاپ است و در واقع اولین فرهنگ نامه فارسی به لری است زیرا پیش تر لری به فارسی بودند و برای همه لغت های فارسی لری ای نیافته بودند .

انیس الطالبین نسخهء خطی کتابخانهء لغت نامه ص125). سرودهای زردشت (قسمتی از گاتها) که قدیمترین بخش اوستا محسوب میشود از لهجهء کهنتری از زبان مورد بحث حکایت میکند. ش. در این ده زلزله ای رخ داد و قسمتی از آن را ویران ساخت. بخش ترکیبات خارجی آن نیز مواد املاء، تلفظ، اصل و ریشه، دستور، معانی و شرح اعلام، شواهد، توضیح، تواریخ، نامهای مصوب فرهنگستان را دربردارد. به اين ترتيب می بينيم که هدف دولت از طرح چنان پاليسی ها در آنوقت « تقويه لسان پشتو » نبوده ، بلکه ميخواست که به اهداف مشخص ديگری ، يعنی به جلب حمايه داخلی و خارجی برای رژيم نايل شود.

متاسفانه، آزمون های زبان دانشگاه ها و مدارس ایران عموما به صورت کتبی زبان آموزان را ارزیابی می کنند. این ویجت ها تنها ویجت هایی هستن که مثال هم دارن و از این نظر خوبن. 3) – این شخص را (گستهم را) بسطام، وسطام هم ضبط کرده اند و همه یک نام است و طاق وستام، وستان، در کرمانشاهان که طاق بستان خوانند و شهر بسطام به سرحد خراسان بوی منسوبست. همان گونه كه انگليسي در انگلستان ، امريكا، كانادا وغيره ممالك انگليسي زبان وعربي در بيشتر از بيست ممللكت عربي زبان عربي است، زبان فارسي هم در همه ممالك فارسي زبان يك زبان واحداست.

این واژه فارسی است و همان خشنگ است که خوش را نیز کش در برخی از لهجهها گویند و نگ که در بسیاری واژهی فارسی هست: پلنگ٬ خدنگ.. نزد محاسبان تجنیس را گویند و آن قرار دادن کسور چند باشد از جنس کسری معین و حاصل تجنیس را مبسوط نامند و از اینجاست که منجمان گویند: بسط استخراج تقویم یک روز است از تقویم پنج یا ده روز بنابرآنچه واقع است در حل و عقد.

1) زلف را گویند. را دو خال بودند یک بندویه نام بود و دیگری بسطام نام. که روزی دو پیش از تو کردم بسیچ. ابوالمعالی رازي. شهابی تو گاه وغا و ستیزه سحابی تو گاه سخا و مواهب. من و ترا به هنر جز من و تو یار و قرین. زیادت کردن کسی را در فضل و هنر. ۹ – از مطالعهٔ این فرهنگ، که در بعضی کلمات شرح شده در بارهٔ وضع و رسم و رواجها ذکر رفته، می توان به فرهنگ مردم که گوینده گان زبان تورکی اوزبیکی می باشند، آشنایی حاصل کرد .

وی مدعی پرویز بود و سکه بنام خود زد «فروغ وستهم با ذکر سنه و نقش». غذایی هندی مخلوطی از:گوشت یا ماهی، سبزیجات، برنج همراه با زعفران و زردچوبه. نامش جوخا بود و هشتاد تن همراه داشت. آموزش صدها جمله کاربردی و روزمره برای موقعیت های مختلف زمانی و مکانی به همراه تلفظ این جملاتبا استفاده این بخش، شما می توانید جملات روزمره و معانی آنها را در موقعیت های مختلف زمانی و مکانی مشاهده و فرا بگیرید. زیرا می توانید موقع خواندن، آنها را تجسم کنید. وی مظهر تمدن قدیم مصر و خدای طب و زناشوئی و کشت گندم به شمار می رفت.

رجوع به حبیب السیر چ قدیم ج 1 ص86 شود. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 جزء 3 ص561 شود. حبیب السیر ج 2 ص 77 و 134 و 181 شود. لاتینها با سابینها (همسایهء آنها) نیای رومیان بودند. نادرشاه با وجود سعی در رفع مایهء عداوت بین اهل ایران و همسایگان سنی آنها در دفع تجاوز ترکان عثمانی کوشید و در طی چند جنگ بلاد مفتوحه ی ایران را از آنها مسترد کرد و روسیه را با تهدید و پیام از ایران براند، و در صدد تشکیل بحریه نیز برمی آمد که مجال نیافت. از اینرواست كه زبان فارسى، در ارتباط با جهان صنعتی و پیشرفت هاى علمی، برای اینكه ازكاروان عقب نماند، ناچاراست بِجُنبَد واین چیزی است که درسالهاى اخیر مشاهده شده است.

8- نوم ورکى مورخين: اين کتاب به زبان پشتو از طرف پوهنجی (دانشکده) ادبيات پوهنتون کابل در سال ١٣٥٩ هـ ش در 116صفحه چاپ شده است. دیوان خلیلی و صوفی عشقری را در ایران چاپ می کنند و در کابل و مزار و هرات وفیض آباد کتابهایی به چاپ میرسند که در ایران نیز خوانندگانی دارد. و هذا فراش یبسطک؛ یعنی گنجایش دارد ترا. وسعت دادن جای کسی را: و هذا فراش یبسطنی؛ یعنی فراخ و پهناست. گنجایش کردن جای قوم را. بسط ید؛ دراز کردن دست خود را. که مبادت بسط هرگز ز انقباض.مولوی. نفس من برتر از آنست که مجروح شود / خاصه از گب زدن بیهده ی بی بصران (دیوان انوری ?

تازیانه زدن بر کسی. کلمات اواخر فقرتین را بر حسب موافقت همدیگر سجع گفتندي. است. چون ابوالفضل و پسران بسطام و بوسهل نوبختی و قرابات او و پسران سنگلائی همه رافضی بودند یا ملحد و همه مستولی بودند بر خلیفه، و جهان در تصرف ایشان بود. چون سه قدم گذشتم این صفت بسط در من پیدا شد. شرح و بسط تقدیم افتاد. شرح دادن. طول دادن. طول و تفصیل دادن : و اگر بسطی داده شود غرض از ترجمهء این کتاب محجوب گردد. در واقع استرس تأكیدی است كه به هجاهای خاصی در یك كلمه داده می شود.

دیدگاهتان را بنویسید