لغت نامه دهخدا حرف ا (الف)

نیما یوشیج گونه ای جدید از شعر را پدید آورد که شعر نیمایی یا شعر آزاد گویند. ج -دوره ٔ تحول اخیر، پس از پراکندگیها و آشفتگیهایی که از انقراض خاندان صفوی تا استقرار آغامحمدخان قاجاردر کشور حکم فرما بود بار دیگر یک دولت مرکزی و حکومت واحد در ایران تأسیس شد و این مرکزیت دوام یافت وبتدریج عوامل و علل دیگر که از آن جمله ارتباط و آشنایی با تمدن و فرهنگ مغرب زمین بود تحول عظیمی در اوضاع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی کشور پدید آورد که در زبان اداری و ادبی تأثیر کرد. با آغاز مشروطیت تعدادی از شعرا تحت تاثیر ادبیات مغرب زمین آزادی خواهی و سیاست را وارد شعر فارسی کردند از آن جمله : علی اکبر دهخدا، میرزاده عشقی و ملک الشعرای بهار بودند و ادامه این جریان به ظهور کسانی چون جعفر خامنه ای و نیما یوشیج شد که مسایل عصر خود را با زبانی جدید بیان کردند.

پس از تسلط اعراب بر ایران برای زنده نگه داشتن ادب و فرهنگ ایرانی در گوشه و کنار ایران آغاز شد. بلکه فارسی تهران برخی از لغات ترکی را دارد که در سایر گویشهای فارسی و زبانهای ایرانی دیگر نیست. تکواژ کوچکترین بخش کلمه است که در بسیاری از موارد یک کلمهٔ مستقل محسوب شده و در برخی موارد نیز کلمه به حساب نمی آید. این حرفها بهانه است که برخی نژاد پرستان آن را علم کرده است. دهخدا پس از آن راهي استانبول شد و در دفاع از آزاديخواهان مشروطه، روزنامه «سروش» را بنيانگذاري كرد. از واژهٔ لاتین Persicum «پارسی»، هلو در روم به نامهای malum Persicum(سیب پارسی)، prunum Persicum(آلوی پارسی) و یا مختصرا persicum، persici نامیده میشد.

لیک میتواند از ōt به چم آتش و پسوند “او”ی پارسی گرفته شده باشد. «چه» یک پسوند ترکی نیست بلکه یک پسوند فارسی است. بسیاری از واژگانی که نام بردند نیز ریشه ترکی نداشت و یونانی/روسی/تازی بودند و نیمی هم فارسی بودند و دیگرش هم را در زبان پهلوی و فارسی کهن به آسانی میتوان برایشان جایگزین پیدا کرد. در فارسی برای این واژه معادل زیاد است مانند ژور، سرای، خان (در پهلوی به اتاق خان میگفتند) و به خانه میگفتند مان.

برای همین اصطلاح خان و مان. همچنین پانترکیست دیگری ادعا میکند که واژهای برای تمدن برای فارسی نیست. این کله از عدوقه و غذوقه عربی به ترکی و فارسی وارد گشته. چند هزار لغت با ریشه ترکی در زبان فارسی موجود است که از لغات بیش از600 لغت جزء کلمات مصطلح و روزمره است . اما زمانیکه ما میگوییم “فارسی”(به طور گستردهترین معنی این لغت) منظور تنها فارسی تهران نیست. اگر هم منظور سیلی زدن است که همان سیلی. تر از معنی است و صنعت پردازی و پر گویی دارد. فارسی به طور معنی واقعی وگستردهی خود، فراگیرندهی لهجهها فارسی(از سمرقند و دوشنبه تا درفول و جاهای دیگر خوزخستان) و حتی گویشهای ایرانی دیگر نیز هست.

در پیش یا بعد نام سرشناسان خِرَدورز ایرانی عبارت حکیم بسیار دیده میشود. نهضت توابین و قیام مختار و خروج زیدبن علی و یحیی بن زید را رنگی خاص بخشیدند چنانکه در بعضی از منازعات خوارج نیز که در آن اوقات هدف مبارزه با بنی امیه و سیاست آنها بود، ایرانیها دست اندرکار بودند و چون سیاست بنی امیه مبتنی بر سیادت عرب و تحقیر موالی بود از دوام حکومت آنها ناراحت شده همواره مترصد اقدام به مخالفت با آنها بودند، چنانکه نه فقط با مختار و ابراهیم بن مالک بر ضد عبدالملک بن مروان قیام کردند بلکه به اتفاق عبدالرحمان بن اشعث نیز بر خلاف حجاج همداستان شدند علی الخصوص که خلفای بنی امیه (تقریباً باستثنای عمر بن عبدالعزیز) در امر جزیه و خراج خشونت و شدتی تمام بخرج میدادند و حتی نظارت در این امر دیوان خراج را نیز که تا عهد حجاج بدست کاتبان ایرانی و بزبان و بخط ایرانی بود بعربی تحویل نمودند.

بیان حقیقت مزایای زبان ترکی نسبت به فارسی براساس دلایل بر برتری ملت ترک بر فارس نمی شود و چنین منظوری نیز در نوشته مد نظر نیست ، بلکه هدف افشای حقایقی است که 80 سال مغرضانه جهت تحقیر ونابودی ملت ما کتمان و تحریف شده است ! فشنگ هم ترکی نیست. از خواجه انصاری : (هر که را اخلاص نیست به هیچ راه خلاص نیست). نثر موزون یا مسجع نثری است که وزن دارد و در آن کلام گوینده با بندهای چند هجایی (بخش)تساوی قافیه دارد و گاهی بی قافیه می باشد و از آثار این شیوه می توان از مناجات نامه اثر خواجه عبدالله انصاری و یا سخنان ابو سعید در اسرار التوحید نام برد.

آن بود که شخصی را بی رضا و رغبت او جایی برند یا کسی را بی رضای کسی در خانهء خداوند فرود آرند. و مؤسسه دهخدا ابتدا در خانهٔ او مستقر بود و بعداً با درگذشت دهخدا در سال ۱۳۳۴ به مجلس منتقل شد. پایتخت ایران: پایتخت ایران در دوران مختلف تغییر کرده است چنانکه در دوران پادشاهی صفویه ابتدا قزوین و سپس اصفهان بود و در دوران پادشاهی زندیه شیراز و از زمان سلطنت قاجاریه تهران پایتخت کشور ایران گردید و هم اکنون نیز این شهر پایتخت کشور ایران است. در بخشهای مختلف نجد ایران گروهی از آنان در محلی اقامت گزیدند که در اوستا بنام ائیرینم وئجه یعنی سرزمین و کشور تخمه آریایی نامیده شده.

اوستا بخطی نوشته شده که بنام «خط اوستایی» یا «دین دبیری» معروف است و آن در اواخر دورهء ساسانی (احتما در حدود قرن ششم میلادی) از خط پهلوی استخراج و تکمیل گردیده است. در لغتنامه دهخدا نیز کپچپک پهلوی آمده است که فارسی کنونی آن کفچه است که همان کردی کفجه است. بسیاری از واژگان فارسی را نیز (مانند بیزار و اوستا و چنگار و چادر و قشنگ و آرزو و تخم و من (شباهت این با زبان ترکی من ربطی ندارد و خود این واژه برمیرگدد به پارسی باستان رجوع کنید به لغتنامه دهخدا)..) به طور اشتباه ترکی پنداشتند.

پستو هم در استان فارس کاربرد دارد که شاید همریشه با لغت “پسته” باشد و این شباهت شاید برای مانندنگی هیل پسته و کفچه باشد. کافیست پس از اجرای برنامه TDictionary ، لغت انگلیسی مورد نظر را وارد نمایید تا ضمن گوش دادن به تلفظ آن ، معنی فارسی ، فونتیک ، کلمات مترادف ، توضیحات انگلیسی ، مثالهای متنوع ، کاربرد لغت در Speaking و Writing ، لغات ضروری آزمون تافل ، لغات ضروری آزمون آیلتس ، مجموعه 504 لغت کاربردی و …

اما چون تلفظ واقعی آوای «ق» در واقع شبیه «ک» است و نه «غ» این واژ را مانند کوهستان به قهستان و کزوین به قزوین.. قصاید به شکل ساده درآمد و شاعران به شیوه شاعران قرن 5 و 6 پرداختند و راهشان بازگشت به شیوه سخن قدیم مانند فردوسی و منوچهری و حافظ و سعدی بود. پس از حملهء اعراب هنر و فرهنگ ایران بتدریج با هنر و فرهنگ دیگر کشورهای اسلامی در آمیخت و به شکل تازه ای جلوه گر شد. نوعی صوف است : گهی کردي او صاف سته عشر که صوفست عین ثبات هنر. این شعر ابوالفرج رونی را هم شاهد آورده : گشاده چشم بدیدار او زمین و زمان نهاده گوش بگفتار او سپهر و ستاه.

دیدگاهتان را بنویسید