فرهنگ لغت دهخدا آنلاین • دانلود رایگان

و بعضی گویند دری زبان اهل بهشت است که رسول (ص ) فرموده اند که لسان أهل الجنة عربی و فارسی دری ، و ملائکه ٔ آسمان چهارم به لغت دری تکلم می کنند. بدین ترتیب یکی از نکات بسیار جالب توجه روش آموزش عالی سنتی ایران ، زبان آموزش آن بوده است و میدانیم که زبان فارسی دری از قرن سوم هجری در خدمت علم درآمدو با آنکه از آن زمان تا به امروز بسیاری از نویسندگان و محققین ایرانی آثار زیادی به زبان عربی نوشته اند ولی در هیچ زمان زبان فارسی دری عاجز از بیان مفاهیم هیچیک از رشته های معارف و علوم در آموزش سنتی ایران نبوده است و تقریباً در تمام رشته های علوم و معارف آثار زیادی به زبان فارسی دری نیز نگاشته شده است و این زبان دوشادوش زبان عربی به اغنای خود پرداخته است و این بدان جهت بوده است که نویسندگان و دانشمندان ایرانی برای اغنای زبان فارسی دری هیچگونه تعصبی در استفاده از واژه های عربی نداشته اند و در حقیقت زبان عربی را به خدمت زبان فارسی دری گرفته اند.

امید آنکه حجم مناسب نرم افزار دریافتش از اینترنت را سهولت بخشد و کمکی هرچند کوچک به جامعه ی ایرانی در زمینه ی زبان پارسی بکند. اگر بخواهید درک خود را از یک ایده یا موقعیت بیان کنید ‘know’ یک کلمه اصلی است که لازم است متکلمان از آن استفاده نمایند. تنها برنامه فرهنگ لغت اندروید loghatnameh شامل تمامی کلمه های موجود درلغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی معین. لغت نامه دهخدا کامل با تلفظ شامل شرح و معنی واژگان آثار ادبی و تاریخی زبان فارسی است .

لغتنامهٔ دهخدا شامل بخش بزرگی از واژگان ادبی زبان فارسی، با معنای آنها و نیز کاربردشان در شعرها است. فرهنگ معین تنها فرهنگ بزرگی است که تنها دورهٔ ششجلدی آن ارزشمند است؛ چراکه در زمان محمد معین و تصدی نشر بدستِ عبدالرحیم جعفری، که بانی مالیِ این کار بود، تنها همین فرهنگ منتشر شد و در قاعده هر فرهنگ دیگری که از ایشان با نامِ «فرهنگ فارسی معین» و «فرهنگ معین» منتشر شود، ارزش علمی (دانشیک) ندارد و نباید بر آن نام «معین» را نهاد و هدف از انتشارِ چنان اثری تنها سوءاستفاده از اعتبار و شهرت این نام برای فروش فرهنگهای دیگر است.

البته بهتر است گوشی شما از نظر سخت افزار سطح خوبی داشته باشد چرا که این لغت نامه، نرم افزار سنگینی محسوب می شود. اگر در حال یادگیری زبان انگلیسی هستید ، این سایت امکانات یک لغتنامه انگلیسی به فارسی جامع را به صورت رایگان در اختیار شما قرار می دهد . سایتهای اینترنتی لغتنامه ارتباطی با مؤسسهٔ لغتنامهٔ دهخدا ندارند. در لغتنامه دهخدا آورده شدهاست: (ع ص اِ) دانا. یک نسخه در «کتابخانه ملافیروز بمبئی» و نسخه دیگر در «کتابخانه ملی پاریس» وجود دارد. کوههای آتشفشان دارد و هوایش بسبب جریان آتلانتیک شمالی ملایم و مرطوب است.

رابط کاربری بسیار ساده ای دارد و برخی قابلیت های گوگل ترنسلیت مثل ترجمه میان برنامه ای را دارا نیست. بر اساس مطالعات صورت گرفته در زمینه یادگیری، به خاطر سپردن لغات جدید در قالب جمله یا مکالمه بسیار راحتتر است. زمانی که خواستید که لغات را بخوانید، با یک ورق کاغذ یا دست خود کلمات یا عبارات سمت راست را بپوشانید. اصلاح شدن. جذول. (منتهی الارب) : چون هفت سال سپری شد خدای تعالی باران فرستاد و چشمه ها و کاریزها آب گرفت و از زمین نبات برست و درختان برآمد و بار داد و کشت و کار جهان راست بایستاد و خلق جهان بفراخی افتادند.

فام راست چون سحاي نامه یا چون عین عنوان دیده اند. آیا درباره قدیمی ترین لغت نامه های دنیا و ایران چیزی شنیدهاید؟ با دانلود این اپلیکیشن فرهنگ لغت برای موبایل اندرویدی خود، دیگر به دنبال لغت نامه های مختلف نباشید. در مقابل بسیاری از زبان آموزانی که سالها پیش این کتاب را مطالعه نموده اند، خواستار معرفی کتابی جدیدتر با لعاتی مشکلتر و متونی پیچیده تر شدند. تا بر این آسمان ستاره چند است ایستاده و چند رونده و از آن ستارگان ایستاده بکدام فلک اندر است.

ایسکوک. این اختلافات عیناً در همهء کتب جغرافیایی قدیم مانند حدود العالم و مسالک و الممالک ابن خرداذبه و امثال آنها دیده میشود. در این میوه ها لایهء داخلی آنها سخت و استخوانی میگردد و قسمت خارجی دانه را میسازد. در این مواقع باید سعی کنید که آنها را به کمک هم معنی ها یا گروه بندی کردن به یاد بیاورید. چون ایشون تا دو حرف رو فهرست نویسی کردن و مثلا اگر میخواهید معنی کلمه «سَخَلَ» رو بدونید، کافیه بر روی فهرست دو حرف سخ کلیک کنید و مستقیم به این کلمه برسید.

ملک این بشنود تازه ایستاد و در حال سجدهء شکر گزارد. مردمان سواد را دل با عجم بود هرکسی بایستادند و آن کس که در سرای او بود بکشتند و بچاه فروافکندند. عمل ستر پوشیدن. پرده پوشی : بکن سترپوشی که پوشیده ایم برسوایی کس نکوشیده ایم.نظامی. گماردن : حسین بن الحسن الیاس را بایستانید به عمل سیستان. گماردن : بونصر مشکان را بگوی تا دبیری نامزد کند و از خازنان کسی بایستاند. نامی زنانه، از فرانسوی، از لاتینRoxane، از یونانیRhoxane، از ریشه ایرانی، اوستایی raoxšna- «روشن، درخشان».

ریشه شناسی: فارسی «سر انگشتی».گچ ضدآب و ضد رطوبت. ریشه شناسی: هندی band-o-bast، از فارسی «بند و بست». و پس از آن فروبایستاد و هم در باب وی و دیگران اعزاز می کرد. به اینصورت که شما کلمه ای را مینویسید و با کلیک بر روی جستجوی قافیه، تمام کلمات هم قافیه با عبارت نوشته شده به همراه معنی و مفهوم آن به نمایش در می آید. پیش از ایسخولس نمایش های غم انگیز در یونان رونقی نداشت.

انگشت پنجم چون از سوي کالوج ابتداي شمار کنند. مشغول شدن. سرگرم گردیدن : به امر خدای عزوجل از میان وی شتری بیرون آمد ماده سرخ موی و بچه از عقب وی دوان بود چون بچه بیامد بانگی کرد و به علف خوردن ایستاد. بوشعیب. من روزه بدین سرخ ترین آب گشایم زآن سرخ ترین آب رهی را ده و مسته. چون سر سجاده بر آب افکند رنگ عسل بر می ناب افکند.نظامی.

منهوه؛ ایستادنگاه آب. (منتهی الارب). در نهایت، توصیه میشود که 27 تا 30 روز بعد نیز مجدداً لغت موردنظر را مرور کنید. می باید که به رعایت و تیمار حیوانات ایستادگی نمایی و بر قدم نیاز باشی که اینها نیز خلق خدای تعالی اند. بوسهل را نیز بشغل عرض مشغول کردیم تا بر یک کار بایستد. دوام یافتن. بر جای ماندن : و قوت سقمونیا سی چهل سال بایستد. فرعون آوازی شنید که این رود نیل را در فرمان تو کردم اگر گویی بایستد. ابر درمش خواندم و این لفظ خطا بود محتاج شد این لفظ که گفتم به ستغفار.

چو شب شد در اقلیم دشمن مایست. برون زد جنیبت چو تندآتشی.نظامی. کرده اي به ستم روز خویش ناپدرام. امروز که مسهل خورد زیادت شد دیگر روز بازایستاد. م. متولد شد و در 456 ق. برگرفت و نهاد، فارغ شد بخانه باز آمد. در پیش یا بعد نام سرشناسان خِرَدورز ایرانی عبارت حکیم بسیار دیده میشود. پهلوی «استاتن»(1)، ایرانی باستان، «اوی – شتا»(2) جزو اول پیشوند و جزو دوم مشتق از «ست»(3) (شت(4)لهجهء جنوب غربی) در اوستا «ستا»(5)(ایستادن). دهی است از دهستان گاوبازه شهرستان بیجار، دارای 430 تن سکنه. دهی است از دهستان عقیلی شهرستان شوشتر، دارای 300 تن سکنه.

از مناصب دربار صفوی که جزء جمع ایشک آقاسی باشی دیوان بوده اند : و امور و نسق مجلس از جماعت مجلس نشین و ترتیب نشینان و ایستادگان مجلس از اعلی تا ادنی متعلق به ایشک آقاسی باشی دیوان. ملازم. خدمتگزار. خادم. چاکر : دولت ستانه بوس درت باد تا بکام صد سال تخم عدل بکاري و بدروي. دکتر معين اين ميهن دوست و عاشق فرهنگ و ادب ايران در تير ماه سال 1350 درگذشت، و لي گنجينهاي از آثار گرانبها به فرهنگ و ادبيات ايراني، تقديم كرد. در صورتی که تمایل به استفاده از دیکشنری انگلیسی به فارسی را دارید لغت خود را به صورت انگلیسی تایپ نمایید.

سلام استاد وقت بخیر بابت دیکشنری واقعا ممنون. با سلام و تشکر نرم افزار کمبریج دیکشنری در گوشی من اجرا نمی شود که مدل سامسونگ گلکسی هم هست.لطف کنید منو راهنمایی کنید. هر پنج برادر با هم برفتند بکوه برهمنان و آنجا بتعبد بایستادند تا آخر عمر. برایستادن؛ برنشستن. سوار شدن : «وثب عمر الی أتان فنکحها»؛ معنی آن است که روزی عمر بخری برایستاد. مخفف ای شی ء؛ به معنی چه چیز است.

دیدگاهتان را بنویسید