سنگی بر گوری/فصل ۶ – ویکینبشته

شوشتری – بسم الله الرحمن الرحیم درجلسه یکشنبه ۲۴ جناب آقای حاجی حاذقی راجع به انتخابات تهران شرحی ایراد فرمودهاند که عیناً صورت مجلس آن روز دست بندهاست، از فرمایشات و مفهوم فرمایشات و منطوق بیانات ایشان مبتدا و خبر درکلی و جزئی رسیدگی که کردم دیدم آن نتیجهای که منظورایشان است ومنظورقانون است از او گرفته نمیشود من از نظر اصول اگر اعتراضی کردم که سوختن آراء انتخابات اولیه تهران برخلاف موازین بوده، اعتراض برافراد و اشخاصی نبوده چه ایندسته آقایان، آقای دکترمصدق، چه آن آقایان رفقا همه بامن رفیقند، روی صلاحیت افراد بحث نکردم، البته درطرح انتخابات، یعنی وقتی که بیاید به مجلس برای تصویب نسبت به ۱۱ نفر نمیخواستم مخالفت کرده باشم خواستم متذکرکرده باشم که اصولاً نمایندگان متوجه باشند این عمل غلطی که نظیراو تابحال نبوده وبعضی از افراد ابهام این معنی برایشان هست که مرحوم مشیرالدوله دردوره ششم بعدازدو روز ونصفی آراء را سوزاند اولاً اوگفت چون انتخابات انجمن درزمان حکومت نظامی بود ودرمنزل حاج مهدی سلامت باحضوررمرحوم مدرس وآقای حاج سید رضا فیروزآبادی که الحمدالله حیات دارد و جزء خدمتگزاران این مملکت است و بنده چون اعتراض شده بود به انتخابات از این جهت اعلیحضرت فقید مرحوم مشیرالدوله را خواست، به قانون تطبیق کردند وگفتند چون انجمن درزمان حکومت نظامی انتخاب شدهاست قانونی نیست آقای تدین که بحمد الله حیات دارند رئیس انجمن بودند از نظراحتیاط انجمن هم استعفاء کرد و پس موضوع تشکیلش از نظر قانون منتفی قانونی بود و این عملی که کردند رعایت اطراف راکردند در قانون انتخابات میگویند رأی نهایی با مجلس است اگر بنا بشود انجمن خودسرانه این کار را بکند که نمیشود اولاً ۵۴۳ حوزه بوده من نقیب انساب این تهرانم، نقیب این کارم کمترخاندانی است که من نشناسم اغلب اینها از مردمان موجه محترم بدون سابقه وریب بودند، یک عملی واقع شدهاست که آقای حاج حاذقی، بنده وآقایان وهمه کسانی که علاقه دارند به مملکت آن عمل را قبیح وبدمیدانند جرم میدانند برخلاف اصول میدانند وآن عمل دستبردن به آراء مردم است (صحیح است) اما اینها باید با اصول درست بشود این کارغلط بوده وضعیت قانون روی حب وبغض نیست که من به جناب آقای دکترمصدق چون علاقه دارم اگر عمل خلاف قانونی درردیف ایشان ورفقایش انجام شد غمض کنم واگرغیرباشد نه قانون باید بطورتساوی درمملکت حکومت کند وعقید ه بنده چون رأی نهایی بامجلس است و بدواً انجمن طبق قانون تشکیل شده باید این قسمت راتوجه بدهند که قبل از آوردن اعتبارنامه آقایان به مجلس برای توبیخ، تکدیر، ترذیل، مجازات آن عمل قبیحی که شدهاست یاراه نشان بدهند آن اشخاصی که ارتکاب برخلاف قانون نکردهاند نشان بدهند واین رابیاورندبه مجلس تا بنده بمخالفت وارد نشوم وگرنه الزام دارم از نظرقانون هرکس باشدوهرچه باشد مخالفت بکنم ومخالفت من نسبت به ۱۱ نفر مخالفت اصولی است لیکن نسبت به یکنفر مخالفت با صلاحیت است روی عدم صلاحیت بحث خواهم کرد که هیچکس حق ندارد با مقدرات مملکت بفکر خود وشخص خود عمل قبیح بکند این یک نکته (دکترمجتهدی – آن یک نفرکیست آقا؟) بموقعش عرض خواهم کرد حالامجازنیستم، نزاکت هم مراعات بشود توضیح هم عرض میکنم کتمان ندارم (اردلان – خواهش میکنم بفرماییدازشعبه هم ردبشود) اما نکته دیگرآقای دهقان دردوسه نوبت دربیانات خودشان این معنی را تذکر دادند که مسئولیت بامصونیت سازش ندارداین حرف هم صحیح است صددرصد صحیح است آقای سرلشکرزاهدی چون سناتورشدهاند این تذکرات ایشان رابرکنارکردوخود ایشان هم برکنارمیشدند من با حفظ احترام مقام شیوخیت ومقام سوابق خدمت ناچارم این نکته راتذکربدهم اعلیحضرت فقید که شایدبعضیها تصورکردهاند بمیل خود اموررا انجام میداد ومشورت از کسی نمیگرفت، بعضیهاشاید تصورکنند، ولی درعین حال تمام اموررا به آقانون تطبیق میکرد خوب بخاطردارم آقای فرج الله بهرامی دبیراعظم که نسبت به ایشان ارادت دارم وجزء دوستان من است وکیل مجلس شدند ورئیس دفتر مخصوص بودند بمحض اینکه وکیل شدند اعلیحضرت فقید فرمودند دیگرنمیشودبرای اینکه قاتی میشود وموهم معانی دیگراست، ممکن است اذهان مشوب بشود (صحیح است) مقامات ومقاماتی که شیخوخیت دارند وسابقه درآزادی دارند خوبست عمل شاه فقیدرادرنظربگیرند چون بعضیها عادت ندارند یعنی نزاکت و ادبشان اجازه نمیدهد بگویند آقا ما در تقیه هستیم من عقیدهام این است که باید تذکرداده بشود آن آقایان هم یا مقام نمایندگی را قبول بفرمایند یامقام دیگررا، این دوموضوع وموضوع دیگر شیوخ خوزستان بمن شکایت کردندعریضهای نوشتهاند عدهای از ایشان که این عریضه را الان تقدیم میکنم بمقام ریاست وآن موضوع تقسیم اراضی خوزستان است مراد از تقسیم اراضی عمران است هرکسی یک ملکی ده هزارمترزمین را آباد کرده باشد میفهمد عرایض من چیست آقا آبادکردن زمین، عمران کردن مملکت غیرازسفته بازی غیرازاحتکار غیراز زمین را آنجا انبارکردن واز این دست به آن دست بردن است شکایت کردهاند که اراضی مخصوص مارا آمدهاند گرفتهاند بدیگرا ن دارندتحویل میدهند، من چون عادت ندارم دروغ بگویم ورثه حاج معین بمن مراجعه کردند که شعیبیه که ماخریدیم از خزعلی که خریدهاست از نظام السلطنه آنها رادارند میبرند اگرمراد از عمران وآبادی گرفتن املاک مردم است وبدیگری دادن یاتقسیم بقطعات ۶ هزارهکتار؟

مجید این حرکت را بدون تعجب یا اکراه بطور خیلی طبیعی تلقی کرد. ج – بصورت اینکه اولاً پیش از اینکه من فرصت این را داشته باشم که اجازه شرفیابی بگیرم رئیس تشریفات تلفن کرد که، “شما شرفیاب نمیخواهید بشوید؟” گفتم، “میخواستم تلفن بکنم.” گفت، “خوب همین امشب بیائید.” متوجه شدم که اعلیحضرت اصلاً از او پرسیده که من وقت گرفتم یا نه. پیش از اینکه جلو بساط وافور بنشیند جلو آینه رفت – این آینه که هر روز بر سبیل عادت جلو آن موهای تنک سر خود را شانه میزد و نگاه سرسرکی بخود میانداخت، ایندفعه بیش از معمول بصورت خود دقیق شد دندانهای طلائی، پای چشم چینخورده، پوست سوخته و شانههای تو رفتهٔ خود را از روی ناامیدی برانداز کرد.

کل تولیدات ناخالص بخش کشاورزی و دامپروری که در سال ۱۳۴۴ معادل ۱۱۲۶۲۰ میلیون ریال بودهاست در سال ۱۳۵۱ به قیمتهای ثابت سال ۱۳۴۴ بالغ بر ۱۵۸۴۶۸ میلیون ریال خواهد گردید به این ترتیب مجموع رشد مورد محاسبه در دوران هفت ساله معادل ۴۰،۷ درصد و متوسط سالانه رشد معادل ۵ درصد میباشد. یک گزارش مجددی از شرح حال قشقائی مربوط به سال ۱۹۶۴ و موضع گیریهای سیاسی و مخالفتهایش که خیلی هم مفصل است از سال ۱۹۳۹ در وقایع سمیرم شروع کرده و کشتاری که بعد از شهریور ۲۰ در جنوب شده تمام اینها را اشاره کردند تا بعد از ۲۸ مرداد که به خارج تبعید شد و در مونیخ اقداماتی که می کرده و همچنین بعضی از مسائل که مربوط به روابط داخلی است که می گوید در سال ۱۹۴۸ او عاشق فاطمه خواهر شاه شده در سال ۱۹۵۸ یک دختر آمریکائی مدعی شده که فاطمه زن خسرو است .

در طی راه شریف از مراتب دوستی و یگانگی خودش با پدر او صحبت میکرد، تا اینکه وارد خانهٔ بزرگ آبرومندی شدند که جوی آب و دار و درخت داشت، و یک استخر بزرگ بیتناسب بیشتر فضای باغ را اشغال کرده بود. است و سر هرکسی به کار خودش گرم است و از اين حرفها.من هم راحت تربودم. در ضمن میدانستیم که اگر در این صنعت گامهائی برداریم بعداً میتوانیم بجای ذغال از گاز هم استفاده بکنیم و با روش احیای مستقیم فولادسازی انجام بدهیم. زیرا برای او این سرپرستی ناگهانی نهتنها یک نوع انجام وظیفه نسبت بدوست مردهاش بود، بلکه از آن یکجور لذت مخصوصی میبرد.

یکنوع کینهٔ مبهم نسبت به پدر و مادرش حس کرد که او را باین ریخت و هیکل پس انداخته بودند! » با دست لرزان آلبوم عکس را که یگانه نمایندهٔ تحولات مرتب و مطمئن قیافهٔ او بود برداشت. شریف مشغول کشیدن وافور شد و در ضمن صحبت وعده و وعید به مجید میداد که ورود او را بمرکز اطلاع خواهد داد و یکی دو ماه دیگر برایش تقاضای اضافه حقوق خواهد کرد.

بعد در اینجا یک تاریخ را در ماه اکتبر ذکر می کند . بزحمت آب دهن خود را فرو داد، خرخرهٔ برجستهٔ او حرکت کرد و دوباره سر جای اولش قرار گرفت. فصل هشتم به آب – برنامه عمرانی چهارم میپردازد. ولی این فکر ذوب آهن همچنان دنبال میشد و از ۳۴ – ۱۳۳۳ به بعد هم سازمان برنامه سرگرم تهیه طرحهائی در این زمینه بود و همه توجهها بطرف مذاکره با کارخانه کروپ برای ایجاد چنین صنعتی در ایران بود. شریف کاغذ سفارشنامه را جلو چشمش گرفت ولی نمیتوانست آن را بخواند.

احساس مبهمی که مربوط بیادبود دردناک رفیقش میشد قلب او را فشرد. بیست و یکسال قبل این پیش آمد رخ داد و بعد او مانند یک چیز ظریف شکننده که مربوط باین دنیا نبود از جلو چشمش ناپدید شد. نفسش پس رفت، بنظرش آمد که همیشه آنقدر کریه بوده. بالاخره پس از اندکی تردید با لحن خیرخواهانهای که از شدت اضطراب میلرزید، از مجید اسم پدرش را پرسید. یک نوع احساس تشکر و قدردانی از رفیق مردهاش در او پیدا شده بود که پس از مرگش، بعد از سالها دوباره تغییر گوارائی در زندگی یکنواخت او داده بود.

شام را زودتر خوردند و قبل از اینکه مجید برود، شریف پیشانی او را بوسید. ایران همچنین موافقت کرد که اقداماتی را برای توافق با آژانس دربارهٔ انعقاد رویکرد پادمانی برای راکتور IR-40 اتخاذ نماید. ایران همچنین در طول دسترسی مدیریتشده، اطلاعات مربوطه مورد توافق دوطرف را به آژانس ارائه کرد. بالاخره تصمیم گرفت که قبل از پایان وقت اداری مجید را بمنزل خود راهنمائی بکند. تصمیم متخذه کمیسیون بودجه دایر به اجازه خرید دو دستگاه جیپ و یک دستگاه استیشن جهت استانداری فارس – مصوب ۷ امرداد ۱۳۳۵ کمیسونهای مشترک و کمیسیون بودجه مجلس شورای ملی. بهمین جهت یک حالت بچگانه و دمدمی داشت.

شریف این جوان را خوب میشناخت، با او در یک مدرسه بود وقتیکه سن حالای او را داشت. همینکه وارد شدند، شریف به غلامرضا دستور داد که تختخواب مجید را در اطاق پذیرائی بزند. پرونده امر هم تشکیل شد و کسانی هم که با والاحضرت همدستی کرده بودند برایشان پرونده تشکیل دادیم و ترتیب جریمه آنها را دادیم. در زمان صفویان شهر تبریز برای مدت کوتاهی از پایتخت منطقه ای به پایتخت ملی تغییر هویت داد ، اما شاهان صفوی ، شاه طهماسب ، به دلیل آسیب پذیری تبریز در برابر حملات عثمانی ، پایتخت را به قزوین منتقل کرد.

این باغچه در مقابل منظرهٔ خشک و بیروح شهر بمنزلهٔ واحه در میان صحرا بشمار میآمد. در تشکیلات وزارت آبادانی و مسکن تجدید نظر لازم به عمل آمده و تحت نظر واحد امور شهرسازی و معماری آن وزارت نسبتبه ارائه سیاستهای کلی شهرسازی و نظارت در تهیه طرحهای توسعه شهری با همکاری شهرداریها و انجمنهای شهر اقدام خواهد شد. در موقع تعجب این جمله جبری را با خودش تکرار میکرد. شریف این جوان را در یک خواب عمیق، در خواب دورهٔ جوانیش دیده بود و بهترین دورهٔ زندگیش را با او گذرانیده بود.

شریف بعادت معمول لباسش را درآورد. شریف با خودش تکرار کرد: «چه غریب است! الان وضع طورى شده است، وضعى که براى ارتش ما ایجاد کردهاند طورى شده است که خواهى نخواهى در خیلى از موارد مجبور به مداخله میشود. پناه بیاورد به این گذشتگان و این ابدیت در هیچ و این سنت در خاک که تویی و پدرم و همۀ اجداد و همۀ تاریخ. دلیل این نظریه این است که در گذشته تپه های آتشگاه، قلعه دختر، اشتهارد و کلاک جایی برای خبر رسانی و دیده بانی بوده اند و در آن آتش می افروختند. سالون او عبارت از اطاق دنگالی بود که از قالی مفروش شده بود و یک رج درگاه بدرازی آن دیده میشد و قرینهٔ درگاهها، طرف مقابل پنج در رو به ایوان داشت.

اما در قیافهاش آثار تزلزل و نگرانی دیده میشد. اما تو همین مدت میبینم که دارم خورد میشم. » مثل صدائی که در خواب میشنوند. وقتی یکی رو مثل شما میبینم، از خودم بیزاریم میگیره. اگر پررو و خوشمشرب و سرزباندار و بیحیا مثل دیگران بود حالا یادبودهای گواراتری برای روز پیریش اندوخته بود. یک جعبهٔ قلمزدهٔ شش ترک کار آباده روی میز و چند صندلی دور آن بود. سپس افزود: «مرحوم ابوی شما حق برادری بگردن من دارد. در همین وقت مجید وارد شد، هر دو سر بساط نشستند. در حال حاضر به علت کرونا و بازسازی توسط سازمان میراث فرهنگی تعطیل است.

قانون انتقال افسران و کارمندان و اموال اداره نظام وظیفه عمومی به وزارت کشور و اجازه استفاده از مشمولین وظیفه عمومی در خدمت ژاندارمری کشور – مصوب ۹ دی ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۹ دی ۱۳۴۴ مجلس سنا. ساختار بدنی روستا مانند تصاویر از افسانه ها به نظر می رسد. باری رو دوماه پیش ازون فروخته بودم و خرج سواری کرده بودم. نایب رئیس ـ آقای فولادوند. بایستی این اتفاق بیفتد؛ بایستی! و میدانید چرا بهش گلبته میگفتیم؟ فایدهاش چیه؟ از اینکار هم کجا میتونم راضی باشم؟

دیدگاهتان را بنویسید